در سال 2006 در پایتخت ژاپن و حومه آن حدود 5/35 میلیون نفر زندگی میکنند. پیشبینی میشود تا سال 2020 این تعداد به 37 میلیون نفر برسد. بعد از توکیو مشخص نیست که تا سال 2020 چه شهرهایی به ترتیب در این فهرست قرار میگیرند مکزیکوسیتی در حال حاضر در جایگاه دوم قرار دارد.
توکیو در صدر بزرگترین و پرجمعیتترین شهرهای دنیا قرار دارد. رشد شهرنشینی در همه کشورها موجب شده تا مردم از نقاط مختلف کشور به سمت شهرها و حومه آنها سرازیر شوند و همین امر منجر به شکلگیری کلان شهرها بدون توجه به زیرساختهای اولیه آن شده است.
بیشک، توکیو پایتخت ژاپن کماکان در فهرست بزرگترین شهرهای دنیا به لحاظ گستردگی حومه شهری باقی می ماند.
در سال 2006 در پایتخت ژاپن و حومه آن حدود 5/35 میلیون نفر زندگی میکنند. پیشبینی میشود تا سال 2020 این تعداد به 37 میلیون نفر برسد. بعد از توکیو مشخص نیست که تا سال 2020 چه شهرهایی به ترتیب در این فهرست قرار میگیرند مکزیکوسیتی که در حال حاضر در جایگاه دوم قرار دارد احتمالا تا سال 2020 پنجمین شهر بزرگ و پرجمعیت دنیا خواهد بود. این در حالی است که پیشبینی میشود بمبئی از رده سوم به رده دوم صعود کند. دهلی نیز از این نظر از ردیف ششم به سوم و داکا از دهم به چهارم و لاگوس از 14 به هفتم خواهد رسید.
در این فهرست شهرهایی که جمعیتی بیش از یک میلیون نفر را داشتند به ترتیب طبقهبندی شدند. رشد جمعیت شهری در بیشتر کشورهای دنیا منجر به شکلگیری کلان شهرها شده است. از این شهرها مرکز شهر پر ازدحامترین نقطه شهر محسوب میشود البته ماهیت شهرها و حومه آنها در کشورهای مختلف تفاوت دارد. برای نمونه در کشورهای آمریکایی ساکنان متحولتر در حومه و اطراف شهرهای بزرگ زندگی میکنند حال آن که در کشورهای در حال توسعه کسانی که توانایی مالی بالایی ندارند در حاشیه شهرهای بزرگ مستقر میشوند.
شکل ظاهری کلان شهرها به هر شکل که باشد مسائل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خود را به دنبال دارد. برخی از کشورها همچون فرانسه با تشکیل دولت محلی به نوعی سعی می کنند مشکلات کلان شهرها را جوابگو باشند. در کشورهای دیگر همچون انگلستان دولتهای مرکزی تمایلی به ایجاد یک ساختار سیاسی در کلان شهرها ندارند زیرا از این که شهرها تبدیل به مراکز قدرت شوند، واهمه دارند. در حال حاضر دولت محلی لندن نسبت به بیست سال گذشته مسئولیت کمتری دارد.
در بعضی از شهرها مرکز شهر تنها بخشی از جمعیت را در خود جا داده است. برای مثال در مرکز شهر نیویورک تنها هشت میلیون نفر زندگی میکنند این در حالی است که بیش از 18 میلیون نفر در حومه این شهر سکونت میکنند. در سانفرانسیسکو هم وضعیت مشابهی وجود دارد. مرکز این شهر 777 هزار نفر جمعیت دارد ولی بیش از سه میلیون نفر در حومه آن زندگی میکنند.
با در نظر گرفتن 10 درصد رشد متوسط شهرنشینی پیشبینی میشود که بیهای در جنوب چین تا سال 2020 بیشترین میزان رشد جمعیت حومهنشین شهری را داشته باشد. حومه این شهر که دروازه ورودی چین محسوب میشود در حال حاضر یک وچهاردهم میلیون را در خود جا داده است برآورد میشود تا سال 2020 این رقم به پنج و هشت دهم میلیون نفر برسد. شهرهای دیگری که رشد بیش از چهار درصد در سال دارند عبارتند از قاضیآباد (در هند)، ساناا (دریمن)، سورات (در هند)، کابل (در افغانستان)، باماکو (در مالی) و لاگوس (در نیجریه).
بخارست (3/1- درصد)، سونیا (098/0- درصد)، بوداپست (068/0-درصد)، تورین (56/0- درصد)، اکاترینبرگ (52/0- درصد )، رم (46/0- درصد)، بیرمنگهام (12/0- درصد) و تایپه (11/0- درصد) در زمره شهرهایی هستند که رشد جمعیت شهری آنها منفی است.
با گسترش شهرنشینی برای ساکنان شهرهای بزرگ و حومه آنها به طور روز افزونی در حال افزایش است این امر نگرانیهای اساسی را برای شهرداران شهرها به وجود آورده است تامین نیازهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی از مسائل عمدهای هستند که توجه و سیاستگذاری خاصی را میطلبد.





