تبلیغات

پیامها

روز مهندس خجسته باد

دکتر مهدی قالیبافیان پدر بتن ایراناگر فضیلت دانشمندان کشف و تدوین قانونمندی های جهان محیط بر انسان و جوامع انسانی است، منزلت و وظیفه ی مهندسان، به کارگرفتن این قانونمندی ها برای تغییر و بهبود شرایط زیست و کار انسان ها و تلاش مستمر برای حل مشکلات جوامع انسانی می باشد و این تلاش است که حرکت جوامع انسانی را به سوی تعالی میسر می سازد.

در پیشواز نو شدن سال، نامیدن پنجم اسفند به نام روز مهندسی و بزرگداشت آن تلاشی است برای برآشفتن خواب این برکه، زدودن خزه‌ها و دمیدن روح نوروز در رگ و پی مهندسی ایرانی، تلاشی است برای این که امسال آن چه می‌سازیم به از پارسال باشد. بیایید در سالی که پیش روست آن چه را طرح می‌کنیم و می‌سازیم با علم روز دنیا روزآمد کنیم و هرکجا که توانستیم در آن روح ایرانی بدمیم.

این روز را به تمامی مهندسان تبریک باد.

نوروز، نه یک روز بلکه یک نشانه است ...

 

نوروز، نه یک روز بلکه یک نشانه است ...

برخی از پدیده ها نشانه اند برای رسیدن به معناهای برتر و متعالی تر و یا جنبه نمادین و سمبلیک دارند. این پدیده ها لایه های متنوعی از معناها را در درون خود حمل می کنند، به گونه ای که در دوره های مختلف زمانی می توان برداشت ها و رهیافت های تازه ای از آن داشت و معناهای تازه و نویی از آن برداشت و استخراج کرد. نوروز برای ما ایرانیان از این نوع است.

نوروز نه فقط "جامه جان" عوض کردن است و نه فقط رویش سبزه و چمن و روئیدن گل، که دعوت به تغییر در نحوه نگرش به زندگی نیز هست. نوروز فراخواندن ما به اشارت هایی است که تفسیر آن بر عهده خودمان است و ما باید آن قدر به بلوغ برسیم که تفسیرگر این اشارت های پر تاویل باشیم.

نوروز رویش فطرت کودکانه ماست در هزار توی زندگی روزمره؛ فطرتی که از آن در هیاهوی دغدغه های سطحی، سست و بی مقدار دور افتاده ایم.

انصاف نیست نوروز زمین و زمان را در برگیرد و ما بی توجه از کنار هم بگذریم. انصاف نیست در سفره های هفت سین ما، سلام، سعادت و سپید اندیشی جایی نداشته باشد، حیف است روز نو شود، ماه نو شود، سال نو شود و ما نو نشویم.

نوروز یک نشانه است برای رسیدن به صاحب نشانه...!

 

باز این چه شورش است که در خلق عالم است!

باز این چه شورش است که در خلق عالم است!آیا کسى هست که مرا یارى کند و انتقام کشد؟» «هل من ناصر ینصرنى؟»؛ مگر نمى‏داند که کسى نیست که او را یارى کند و انتقام گیرد؟ این «سؤال»، سؤال از تاریخ فرداى بشرى است و این پرسش، از آینده است و از همه ماست و این سؤال، انتظار حسین را از عاشقانش بیان مى‏کند و دعوت شهادت او را به همه کسانى که براى شهیدان حرمت و عظمت قائلند، اعلام مى‏نماید.

 

آنها که تن به هر ذلتى مى‏دهند تا زنده بمانند، مرده‏هاى خاموش و پلید تاریخند و ببینید آیا کسانى که سخاوتمندانه با حسین به قتلگاه خویش آمده‏اند و مرگ خویش را انتخاب کرده‏اند - در حالى که صدها گریزگاه آبرومندانه براى ماندنشان بود و صدها توجیه شرعى و دینى براى زنده ماندن شان بود - توجیه و تأویل نکرده‏اند و مرده‏اند، اینها زنده هستند؟ آیا آنها که براى ماندن‏شان تن به ذلت و پستى، رها کردن حسین و تحمل کردن یزید دادند، کدام هنوز زنده‏اند؟ هر کس زنده بودن را فقط در یک لَشِ متحرک نمى‏بیند، زنده بودن و شاهد بودن حسین را با همه وجودش مى‏بیند، حس مى‏کند و مرگ کسانى را که به ذلت‏ها تن داده‏اند تا زنده بمانند، مى‏بیند.

مطالب نه چندان بی‌ربط