| نوار موبیوس |
|
| مقالات |
| نوشته شده توسط زابل عباسی |
| جمعه ، 1 تیر 1386 ، 03:30 |
|
نوار موبیوس حاوی پیامهای مهمیبرای ماست. «بی مرزی و نامتناهی بودن» فضا و کاینات از مهمترین این پیامهاست که بیان هندسی و ریاضی آن در این مقاله مورد بحث قرار میگیرد.
الف) هندسه و مثلثات مسطح بیضوی: «بی مرزی فضا از یقین تجربی بزرگتری برخوردار است تا از تجربه ای خارجی. اما نامتناهی بودن آن به هیچ روی چنین نیست.» ریمان پیش از پرداختن به مبحث نوار موبیوس قصد داریم مطالبی را در خصوص هندسه و مثلثات مسطح بیضوی مورد بررسی قرار دهیم : اصل موضوع سرشتنمای هندسة اقلیدسی حکم میکند که از هر نقطه یک، و فقط یک خط میتوان کشید که با خط مفروضی موازی باشد. از سوی دیگر صفت شاخص هندسة مسطح هذلولوی این فرض است که از یک نقطه تعدادی نامتناهی موازی با یک خط میتوان رسم کرد. اکنون بر عهدة ماست که اگر هم به اختصار، به بررسی نتایج و فرض سومیبپردازیم؛ و آن این است که از یک نقطه هیچ خط نمیتوان کشید . که با خط دیگری موازی باشد، این مطلب را هم ارز با فرض زاویة منفرجه ساکری میپذیریم. او و دیگران توانستند، هندسه ای را که بر این مبنا قرار میگرفت کنار بگذارند زیرا که آنان به صراحت یا به نحوی مقدر خط راست را نامتناهی میدانستند . و باید به یادآورد که ما ثابت کردیم که این دو فرض با هم سازگار نیستند. برای روشن تر ساختن مطلب خاطر نشان میکنیم که اگر خط راست نامتناهی باشد. اثبات حکم 16 کتاب یکم اقلیدس معتبر است و در نتیجه حکم 17 همان کتاب نیز چنین است . اما در این حالت همیشه، دست کم ، یک خط میتوان بر نقطه ای واقع در خارج خطی و موازی آن گذراند. ریمان بود که برای اولین بار اهمیت فرق گذاشتن میان مفهوم های بی مرز بودن و نامتناهی بودن را در ارتباط با مفهوم های فضایی خاطر نشان ساخت. هرقدر هم که ما قویاً معتقد به بی انتها بودن خط راست باشیم لزوماً نتیجه نمیتوان گرفت که خط نامتناهی است. بنابراین پیش از آنکه رسماً اصل موضوع سرشت نمای هندسة بیضوی را بیان کنیم به جای فرض مقدر اقلیدس بر نامتناهی بودن خط فرض ملایم تری را قرار میدهیم : اصل موضوع . هر خط راستی بی مرز است. اصل موضوع سرشتنمای هندسة هذلولوی با همة اصل موضوعهای هندسة اقلیدسی سازگار است. مگر اصلی که خود جانشین آن شده است . در حقیقت شباهت آن دو هندسه در مبانی و احکام اولشان بود که ما را قادر ساخت که بی مقدمهچینیهای دور و دراز و ابهام آور، شرحی درباره هندسه هذلولوی عرضه کنیم اما نقل از هندس اقلیدسی به هندسه بیضوی به این آسانی دست نمیدهد. اصل موضوع سرشتنمای هندسة بیضوی که در قسمت بعد خواهد آمد، نه تنها با آن اصل موضوع هندسة اقلیدسی که جایش را گرفته است ، و با آن که مقرر میدارد که خط راست نامتناهی است ، ناسازگار است بلکه ، چنانکه خواهیم دید ، با اصلهای دیگر نیز چنین است. وانگهی با نظری انتقادی باید در این نکته نگریست که آن احکام هندسة اقلیدسی که به صورتی نهفته به نامتنهای بودن خط متکی هستند، به ویژه حکم 16 کتاب یکم و نتایج آن به طور کلی دیگر معتبر شناخته نمیشوند. اصل موضوع سرشتنمای هندسة بیضوی و نتیجه هایی که بیفاصله بر آن مترتبند : با تغییری که در بالا دادیم اکنون آمادهایم که اصل موضوع سرشتنمای هندسة بیضوی را معرفی کنیم. اصل موضوع : دو خط راست همیشه تقاطع میکنند. فرض کنید L خط راستی باشد . در دو نقطه دلخواهB,A از این خط خطهای عمود بر آن رارسم میکنیم.
الف ) بنابر اصل موضوع سرشت نما این خطها در نقطه ای مانند O تقاطع میکنند و چون در مثلث AOB زاویه های B , A متساویند نتیجه میشود که OA و OB برابرند.2 هرگاه AB را از هر طرف. مثلاً از طرف B ، تا C امتداد دهیم بطوریکه BC مساوی AB باشد، و اگر OC را رسم کنیم به آسانی میتوان نشان داد که OC عمود است بر L و مساوی است با OA و OB .باتکرار این ترسیم به این نتیجه میرسیم که هر گاه پاره خطی مانند ABازخطی در نظرگرفته شودوPنقطه ای ازLباشد چنان که APمساوی mABشود (mعددصحیح مثبتی است)آنگاه عمودیکه درpبرLاخراج گرددبرO نقطه برخورد عمودهای برLدرAوBمیگذرد وOpبرابر است با OA .بعدABرابه nجزءمتساوی تقسیم کنید و نقاط تقسیم راQ1,Q2,Q3…….Qn-1بنامید. عمود بر L در Q عمود AO را در O قطع خواهد کرد زیرا که اگر آن را در نقطه ای دیگر قطع میکرد عمودی هم که از B خارج شده بود بر این نقطه میگذشت، و این از آنچه جلوتر ثابت شد واضح تر است همین حکم بر عمودهای نقاط دیگر تقسیم جاری است . چون از این راه استدلال کنیم نتیجه میگیریم که هرگاه AB و AP نسبت به هم اندازه پذیر باشند عمودی که از P اخراج شود بر O خواهد گذشت. و OP برابر OA خواهد بود وقتی، که AB و AP نسبت به هم اندازه پذیری نباشند با روشهای به حد رفتن ، مطابق معمول به همین نتایج میرسیم. بدین ترتیب عمودهایی که از همة نقاط خطی بر آن اخراج شوند در یک نقطه به نام قطب خط متقاربند. هر خطی که یک نقطه از خطی را به قطب آن وصل کند، یا، به صورتی دیگر، هر شعاعی که از قطب خطی خارج شود، بر آن خط عمود است. خواننده بی اشکال میتواند نشان دهد که نه تنها هر یک از عمودها را در نظر بگیریم همواره فاصلة عمودی قطب از خط یکی است. بلکه برای همة خطها فاصله قطب از خط یک مقدار است. این فاصلة عمودی را با q نشان میدهیم. در دنبال پژوهشی که میکنیم O را (شکل ب) قطب خط L میانگاریم. دو خط بر O بگذرانید ، اینها L را در B, A به زاویة قائمه قطع خواهند کرد . OA را از A تا َO امتداد میدهیم به قسمیکه َAO مساوی q شود. آنگاه اگر از َO به B وصل کنیم به آسانی میتوان نشان داد که B َO عمود است بر L وOو B وَO بر یک خط راستند ، و B َO به طول q است . پس اگر به طور موقت امکان این را که ,OَO یک نقطه باشند طرد کنیم به نظر میرسد که هر خطی دو قطب داشته باشد . به علاوه OA,OB یک عمود مشترک دارند و در دو نقطه تقاطع میکنند ، و یک دو ضلعی یا دو زاویه ای تشکیل میدهند که هر ضلعش به طول q2 است . این حکم ، چنانکه هم اکنون نشان خواهیم داد، برای هر جفت خط صادق است. فرض کنید L,m (شکل ج) دو خط دلخواه باشند . اینها در نقطه ای چونo تلاقی خواهند کرد . روی هر خط و در هر امتداد ابتدا از O پاره خطی مساوی Q جدا کنید. به خصوص فرض کنید OD,OC,OB,OA به طول q باشد. در اینصورت D,C,B,A روی خطی چون n خواهند بود که O قطب آن است. یک نتیجه آن که m,L در نقطة دیگری مانند َO ، که قطب دوم n است، تلاقی خواهند کرد. ادامه دارد. . . .
1 در این شکل خطها چنان رسم شده اند که گویی منحنی هستند. خطهای هندسة بیضوی به اندازة خطهای هندسة اقلیدسی و هندسة هذلولوی راستند. غالباً مناسب است که، وقتی نشان دادن رابطه های آنها با یکدیگر در فضایی محدود اهمیت داشته باشد ، آنها را به صورت منحنی نمایش دهیم . در این موارد نشان دادن رابطة بین آنها مهمتر است از مستقیم بودنشان.
2 به زودی ظاهر خواهد شد که B , A ممکن است بر حسب اتفاق چنان واقع شده باشند که دو عمود یک خط شوند. از اشکال میتوان با عوض کردن وضع یکی از نقطه ها احتراز کرد. برهان حکم 6 کتاب یکم اقلیدس در اینجا معتبر خواهد بود هر گاه Aو O و B بر یک خط نباشند. برچسب ها: |
مهندسی عمران ایران را علاوه بر زبان فارسی، می توانید با ترجمه به 36 زبان دیگر نیز مشاهده نمایید.