تبلیغات

حرکت

حرکتفکر می‏کنم مطالعات ما باید تا آنجا که در توان ما هست بی هدف باشد. این مطالعات باید با چنان خلوصی دنبال شود که ریاضیات دنبال شده است  اکتون (تاریخ نگار انگلیسی)

 

اصل تفاوت است. مدتی است که ما در پی گفتن این مطلب هستیم ولی تاکنون فرصتی را برای بیان آن نیافتیم، حالا می‏توان فرصت را غنیمت  دانست و گفت : که «اصل تفاوت است» . بحث ما از تفاوت کارهای خارق العاده و معجزه کردن نیست بلکه بحث بر سر تفاوت در دیدن، تفاوت در فکر کردن و تفاوت در نوع برخورد با موضوع است. البته تفاوت بحث جدیدی نیست و سالهاست که بحث گرم دنیاست. تا به حال نمونه‏های زیادی را از آن به عینه دیده‏ایم ؛ ایجاد سبکهای مختلف هنری همگی گویای این مطلب هستند. ما هم خواستیم جرأت تجربه این مسئله را به خود بدهیم، اظهار نظر در مورد موفقیت این تجربه را به عهده خواننده واگذار می‏کنیم. ما در زندگی روزمره با موضوعات متفاوتی برخورد داریم که ممکن است ظاهراً ارتباطی در آنها نیابیم ولی در فضای بین این موضوعات به طور دائم فکری و یا جسمی در حرکت هستیم، این حرکت را در زندگی روزانه سالهای سال است که به طور ناخودآگاه تجربه می‏کنیم.

 

بررسی تعاریف حرکت

1-       حرکت فکر

2-       حرکت فیزیکی

3-       حرکت فکر (ذهن)

 

حرکت فکر

فکر عبارت است از مرتب ساختن امور معلوم برای منجر شدن به کشف مجهول ، فکر در حرکت نخست مواد و مصالح لازم را فراهم می‏آورد و در حرکت دوم به آن مواد صورت مناسب می‏بخشد. یعنی فکر عبارت است از حرکت ذهن به سوی مبادی و مقدمات معلوم وسپس حرکت از آن مبادی معلوم به سوی کشف مقصود.

پس فکر جنبش است نه سکون و نه یک حرکت بلکه دو حرکت، در حرکت نخست ، ذهن در خزانه معلومات خود مواد و مقدمات لازم را که خود برحسب تجربه و مطالعه کسب نموده و متناسب با کشف مطلوب باشد می‏یابد. در حرکت دوم آنها را به نحو شایسته‏ای مرتب و منظم می‏کند.

این دو حرکت ، فرایند نوآوری و نواندیشی که از مطالب پراکنده در ذهن و محیط منتج به نظمی منطقی و مطلوب می‏گردد که این جریان، حرکتی نیست که به خودی خود به‏وجود آید بلکه خود معلولی است نیازمند علتها و برای خلق حرکت، ایجاد حرکت ضروری است.

 

 

حرکت فیزیکی

در فیزیک کلاسیک یا نیوتنی جهان به عنوان یک ماشین شمرده می‏شود با توجه به اینکه کل برابر است با مجموع اجزاء چنین استنباط می‏شود که اگر اطلاعات دقیقی در مورد اجزاء این معماری داشته باشیم خواهیم توانست کل جهان را درک کنیم. در فیزیک مدرن که عمدتاً به مجموع تئوریهای نسبیت استوار است چنین برداشتی نسبت به جهان وجود ندارد.

تصور جهان به عنوان شبکه در هم تنیده‏ای از ارتباطات که دائم در حرکت است، دستاورد فیزیک مدرن است. دنیایی که در آن در هر صورت قوانین نیوتونی از جهتهای مختلف به مبارزه طلبیده می‏شود و این بخاطر غیر خطی بودن جهان است.

سیستم‏های غیر خطی از زمانهای بسیار قدیم شناخته شده بود ولی تأثیر و ضربه نهایی آن، اخیراً شناخته شده است. غیر خطی بودن خاصیت‏های زیادی را به ما معرفی می‏کند که در فیزیک کلاسیک وجود ندارد . تئوری سیستمهای دینامیکی، مطالعه مسیرهای حرکتی است و از آنجایی که مسیر غیر خطی است به راحتی قابل آنالیز نیست.

معادله یک خط راست Y=aX+b می‏باشد یعنی X  یا Y نیروی برتری نسبت به همدیگر ندارند و همینطور خطی بودن با یک تساوی ساده قابل حل است نه مجذور دارد نه هیچ چیز پیچیده دیگر ولی غیر خطی اینطور نیست یعنی وقتی  Z=X+Y باشد ، درست نیست که برای توان دو رساندن بنویسم  Z2= X2 + Y2  بلکه احتیاج به 2XY داریم. از خاصیت‏های مهم سیستم‏های غیر خطی می‏توان بی نظمی (Chaos) و نظم (Order) را که در تضاد با هم هستند نام برد.

 

بررسی حرکت در معماری

حرکت ذهن در خودش

حرکت ناشی از نیروهای محیطی

عوامل ایجاد حرکت

حرکت ذهن در خودش

حرکت نسبت به فرم

 

فرمهای پویا :

پویایی یک اثر احتمالاً متأثر از تناسب و شکل آن است، در هر اثری یک تحرک قوی یا ضعیف وجود دارد. ساختمانی که متقارن و دارای تناسبات متعارف باشد پویایی را کمتر القاء می‏کند تا ساختمانی که عناصر آن متضاد و دارای پیچیدگی باشند. هر فرمی حرکت را در ذات خود دارد. یک راهرو باریک، حرکت در امتداد محور را به ما القا می‏کند درحالی که در یک پلان مربع حس ایستایی و تمرکز به ما القا می‏‏شود. تحرک تنها در فرمهای ساده وجود ندارد بلکه در ترکیب‏های فرمال نیز دیده می‏شود. هر تضاد فرمی دارای تحرکی است که به صورت یک رابطه متقابل بین تنشهای جهت داده شده بروز می‏کند.

 

دفرمه شدن :

 Deformation در دوره رنسانس به صورت اتفاقی به وجود آمد. در این دوره ما با هنرمندانی برخورد می‏کنیم که دامنه فعالیت آنها گسترده است بنابراین نمی‏توانستند در تمامی رشته‏ها به نتیجه برسند. در قرن 19 با دیدگاه جدید ناتمامی و نرسیدن به کمال، دستمایه هنرمندان شد. نمونه این کار را در آثار رودن در دروازه جهنم می‏توان دید این مسئله را در نقاشی می‏توان در کارهای ون گوک و سزان مشاهده کرد.

در کار فوتوریست‏ها حرکت باعث دفورمیشن شد و اشیاء را در حال حرکت به تصویر کشیدند که ساختار آن نسبت به ساختار ایستا دفرمه بود. دفرمیشن از طریق ایجاد تضاد، تنوع و ابهام باعث ایجاد حرکت می‏شود که تضاد، تنوع و ابهام در عوامل مادی و غیر مادی ایجاد می‏شود.   ( عوامل مادی : مصالح ، مقیاس، فرم و . . . و عوامل غیر مادی مثل نور و سایه و . . . )

در معماری هم دفرمیشن از دوران گذشته وجود داشت مثلاً در دوران هخامنشی (در تخت جمشید) با بزرگ شدن سردرها روی ورودی تاکید می‏شد. و برای حرکت آرامتر و متین تر پله‏های ورودی دفرمه شده‏اند. (دفرمیشن از طریق تغییر مقیاس و تضاد ).

نمود دفرمه شدن را در دوره صفوی هم می‏توان مشاهده کرد و میدان نقش جهان اصفهان کاخ عالی قاپو نسبت به جداره میدان بیرون آمده و مسجد شیخ لطف الله نسبت به جداره میدان عقب نشینی دارد و نحوه حرکت انسان‏ها را در میدان تغییر داده است (مسجد شیخ لطف الله) ایجاد کشش می‏کند.

از اولین کارهای دفرمه شده مدرن کلیسای رونشان است که حرکت را از طریق تضاد و تنوع باعث می‏شود.

در معماری دیکانستراکشن هم از تمام عوامل تضاد، تنوع و ابهام برای ایجاد حرکت در فضاهای دفرمه شده استفاده می‏کنند.

 

حرکت ذهن در نسبت به معنا

در معماری می‏توان با جایگزین کردن عناصر معنی دار معماری با عناصر فرمی (سطح و حجم) ادارک پایدارتر فضای هستی را جایگزین ادراکات آنی کرد. معماری نیازمند آن است که بین تأثیرات لحظه‏ای حسی و ادراک پایدارتر تعادلی برقرار کند. این عناصر معنی دار را در واقع همان سمبل‏های فرهنگی هر ملت می‏باشد که بیشتر پست مدرنیسم‏ها از این سنبل‏ها استفاده می‏کردند و باعث می‏شد که ذهن در یک حرکت بین گذشته و حال تداوم پیدا کند.

 

حرکت ناشی از نیروهای محیطی:

به اعتقاد گرگ‏لین Grege leen تفاوتی میان معماری و شهرسازی وجود دارد که عبارت از این است که معماری در تکنیک‏های شکل دهی و ایستایی گرفتار شده است در حالی که شهرسازی با توسعه بیشتر و کنش‏های متقابل زودگذر میان حرکت‏های همپوشان ، جریان‏ها، تراکمات و شدتها شکل گرفته است.

در واقع اصلی ترین تفاوت معماری و شهرسازی بر سرکلمه ایستایی و تعادل است. Stability تعادل یا توازن در درون یک ترکیب پیچیده از نیروهای متقابل از میان حرکت ریتمیک و نوسانی می‏تواند به دست بیاید، در حالی که ایستایی Static بر یک زمان ساکن دلالت می‏کند تعادل بر stability بر تداوم دینامیک دلالت می‏کند. معماری برای باقی ماندن در حال حاضر باید ایستا باشد در حالی که در حقیقت چنین نیست کلید تفاوت این دو در زمان است و معماری ایستا بدون زمان تصور شده در حالی که معماری متعادل و پابرجا باید در یک روش بر پایه زمان طراحی شود.

این وارد کردن یک بعد جدید به طراحی و معماری است. تکنیک‏های جدید برای توصیف فرم و حرکات آن به منظور بهره‏برداری از ارتباط میان محیطها و فیلدها و فرم‏ها ضروری می‏باشد.

در تمام تاریخ معماری علاقه به حرکت به صورت فرمهای ایستا در نقشه‏ها خلاصه می‏شد و محبوس بوده است. بنابراین نواحی شهری و حرکتهای شهری هم به عنوان طرحهای ثابت و فیکس شده شناخته شده و مورد کاربرد قرار می‏گرفتند.

در حالی که به منظور کار با نیروهای شهری در حالت غیر فرمالیک ضروری است که طراحی در یک محیط دینامیک و نه استاتیک (ایستا) انجام شود، چرا که اساس این طراحی زمان است. این امر جهش عظیم از معماری بر پایه تکنیک‏هائی مبتنی بر سکون، فضای استاتیکی کارتزین به عمق طراحی  با تکینک‏های در محدوده فضای دینامیک و متحرک را می‏طلبد.

لازم نیست که معماری واقعاً حرکت کند اما باید در محدوده یک ناحیه شهری که دینامیک بوده و سرشار از نیروهای متفاوتی است که در عوض فرمها، مشخصه آن ناحیه خاص هستند شکل گیرد و مورد اندیشه و مدل‏بندی قرار گیرد.

سایت‏ها دیگر فرم، توپوگرافی و عوارض نیستند بلکه محیط‏های درجه بندی حرکت‏ها و نیروها می‏باشند. مانند فلز مایعی که میزان تغییرات دمای هوا را نشان می‏دهد هیچ شکل و مرز مشخصی ندارد. سایت‏ها هم رسانه‏های مایعی هستند که نشانگر جریان و حرکتی در زمان می‏باشند، این تغییرات سیال باید به صورت فرم در‏بیاید. تحت این نیروهای محیط دیجیتال سیال به جای انجماد ناحیه‏ها نمونه‏های قابل انعطاف مطرح می‏شوند. بجای ساخت یک ناحیه تمایز سودمندی میان نیروها به اشیاء و میان جریان‏ها و قرابت‏هایی که از درون آنها پدیدار می‏شود بروز می‏کند.

اثرات حرکت بزرگ مقیاس بعداً می‏تواند برای درست کردن و شکل دادن به المانهای ناهمگن ناپیوسته استفاده شوند به این طریق تمیز دادن میان تجرد معماری و استمرار شهرسازی ممکن می‏گردد.

در معماری گذشته از هندسه ساده‏ای صحبت می‏شد که تعلق به مکان و زمان خاصی نداشت امروزه هندسه‏ای مطرح است که از سطوح توپوگرافیک و غیر مسطح و غیر مشخص صحبت می‏کند این هندسه نیز فضای خود را خلق می‏کند تعلق به مکان و زمان خاصی ندارد و از یافته‏های انسان امروزی است نه انسان غربی و شرقی به هر حال در جهان پویا و در حال تغییر و تحول امروز هر نظریه‏ای می‏تواند جایگاهی برای خود داشته باشد.

آیزنمن معماری امروز را وابسته به روابطی می‏داند که یک معمار دارد لذا معماری امروز را میتوان فاقد فرم، فاقد مرز، فاقد هویت، و مبتنی بر روابط دانست. درست به مانند فضای طبیعی (LANDSCAPE) با منطق عشیره‏ای (NOMADIC SCIENSE) و با خواص شبکه ، ارتباط دو سویه (Interactive) آزادی بدون سلسله مراتب هوشمند ناهمگن (Heterageneous) و هر گونه تغییرات موثر بر طیف وسیعی از شبکه 

 

عوامل ایجاد حرکت

ارسطو و نیوتن به زمان مطلق معتقد بودند به این معنی که می‏گفتند انسان می‏تواند به وضوح فاصله بین دو رویداد را اندازه گیری کند و زمان مستقل از شخص اندازه گیرنده است، مشروط بر اینکه از ساعتی دقیق استفاده کرده و زمان را مستقل از فضا می‏دانستند. این اکتشاف که سرعت نور به نظر هر ناظری یکسان می‏نماید و مستقل از چگونگی حرکت او می‏باشد منجر به نظریه نسبیت و به دنبال آن بطلان نظریه وجود زمانی مطلق و یگانه شد.

هر جسم عادی از طریق نسبت E=mc2 تا ابد محکوم به حرکت با سرعت کمتر از سرعت نور است وفقط نور و امواج فاقد جرم می‏توانند با سرعت نور حرکت کنند.

انیشتین در تئوری نسبیت خود فضا- زمان را در مفهوم کلی تری متحد کرد و نشان داد که مکان و زمان به وضع حرکت خودمان بستگی دارد . طبق نظریه نسبیت، فضا سه بعدی نیست و زمان تافته جدا بافته‏ای نبوده و هر دو با هم یک دستگاه متحد چهار بعدی را تشکیل می‏دهند و ماده چیزی جز انرژی نیست.

نتیجه کلی نظریه انیشتین این است که کلیه اندازه‏گیری‏ها که متضمن زمان و فضا هستند نسبی و وابسته به موضوع حرکتی ناظرند.

 

«زمان فرزند حرکت است»

اشیاء و کائنات مادی اگر ذاتاً ثابت باشند هیچگاه بی‏قرار و نا آرام نخواهند شد و بر آنها زمان نخواهد گذشت. هستی‏های مادی که در گذر و سیلان مستمرند زمان ایجاد می‏کند. حوادث زمان را به وجود می‏آورند و این دو را نمی‏توان از هم جدا کرد. این بخاطر آن است که در حقیقت جنبه‏ای و چهره‏ای از هر شیء زمان است.

تعریف هرمان میتکوسکی از فضا و زمان که در جامعه محققین علوم طبیعی آلمان در سال 1908 اعلام کرد:

«فضا به تنهایی و زمان به تنهایی محکوم به نیستی است و تنها وحدتی از این دو حیات آنها را میسر می‏دارد.»

زیگفرد گیدئون در کتاب فضا زمان-معماری مسیر فضا در طول تاریخ را به سه دسته تقسیم می‏کند:

تصور فضایی که معنایش ترکیب احجام، ساختمانهای مختلف با یکدیگر است به نظر می‏رسد که ناظر برای درک کلیتی از موضوع باید حرکتی پیرامون حجم داشته باشد مانند اهرام مصر.

توجه به فضای داخلی ساختمانها و مسئله طاق زدن در این مرحله با پیدایش پرسپکتیو، حرکت در فضاهای داخلی را بوجود آورده و در این راستا به معماری داخلی اهمیت بیشتری داده شد و سعی در بوجود آوردن فضاهایی با ادراکات حسی مختلف شد.

توجه به فضای داخلی و دوباره اهمیت دادن به حجم در شکل دادن به فضا خارجی.

این مسئله باعث مطرح شدن زاویه دید شد که در معماری عمدتاً در انتخاب زاویه نگریستن به ساختمانها از نقطه نظر درک فضا متجلی می‏گردد.

ساخت ماکت در مقایس 1 به 100 ، 1 به 500 و 1 به 1000 و  . . . به معمار یک دید وسیع و نگرش بهتر می‏دهد، ‏که تمام بی تناسبی‏ها و اشکالاتی را که در دید ناظر نمی‏توان دید مشاهده کند.

انتخاب زاویه دید در معماری پدیده پیچیده، چند وجهی و زیبایی است که بی تردید بخشی از آن به سلیقه و روحیه خود ناظر بستگی دارد. اما سازنده سامان دهنده و معمار این مجموعه هم در انتخاب زاویه دید نقش بسزایی دارد که معمار با ایجاد زوایای دید مختلف می‏تواند ادراکات حسی متفاوتی از جمله سکون ، حرکت،  . . .  را ایجاد کند.

به طور مثال گاهی بوسیله تسهیلاتی از قبیل ایجاد مرکز تجمع و قرارداد پاگردهایی در سایت احساس سکون را بوجود می‏آورد.

 

بررسی تعدادی از مفاهیم معماری از دیدگاه حرکت

 

انتظار

 انتظاردارای مفاهیمی چون پیش بینی، انتها، نهایت و آینده است. در عرصه شکل می‏تواند به صورت اتمام شکل، تکمیل اشکال، جهت گیری و همزمانی در عین توالی ظهور کند. یک فرم هندسی مشخص مثل دایره را تصور کنید که قسمتی از آن برداشته شده باشد. ذهن ما با توجه به پیش زمینه‏ها آن را در خود تکمیل می‏کند و می‏سازد. یا اینکه وقتی در یک راهرو تاریک حرکت می‏کنیم  ظاهر شدن نورطبیعی به معنای وجود گشایش خواهد بود. همچنین وقتی عنصر یا حجمی با تغییرات مشخص تکرار می‏شود ذهن ما مراحل بعدی آن را تصور خواهد کرد. اینها همه ذهن را به حرکت واداشته و بصورتی ناخودآگاه در زمان به جلو و عقب رفته و جستجو می‏کند تا به نتیجه برسد.

 در بیشتر خانه‏های قدیمی ایرانی پس از عبور از واسط‏های فضایی نسبتاً تاریک به یک گشایش غذایی که معمولاً حیاط اصلی خانه می‏باشد برخورد می‏کنیم که این حرکت بصورت یک روند برنامه ریزی شده بخوبی دیده می‏شود.

 

بحران

بحران یا فروپاشی در تبدیل سریع از حالتی به حالت دیگر، مانند آب به یخ و یا بخار تجلی می‏کند.

بحران یا به دوپاره شدن می‏انجامد یا به پیچیده شدن، درهم فرورفتن و در هم تنیدن که مضمون معماری فولد است. در این معماری حرکت فرمها در حال کج شدن و فروریختن می‏بینیم و ترکیب پلان و نما و مقطع با هم اشکال ابهام آمیزی همانند کریستالها می‏آفریند. در واقع با ایجاد فضای پیچیده و در نتیجه ابهام، ناظر را به حرکت در فضا وامی دارد.

این بازی را فرانک گه‏ری با در هم آمیختن زبانهای گوناگون معماری و ترکیب آنها آغاز کرده است. در بنای موزه ویترای او در وایمار آلمان که در کارهای آیزنمن تأثیر گذاشت اجزای معماری مکعب‏های دفرمه و کج و کوژ و درهم تنیده‏اند.

در کارهای گه‏ری ایده تجمع اشکال متفاوت در یک مجموعه واحد همانند یک شهر به کار گرفته شده است. برای مثال در مجموعه ساختمان اداری ویترا در سوئیس بخشی شبیه ویلا برای مراسم رسمی و خاص طراحی شده و بخش مکعب گونه برای بخش اداری این دو ساختمان همانند ساختمانهای شهری به هم چسبیده‏اند.

 

منابع و مآخذ

آرناسن، یوروارد ورهاروارد، تاریخ هنرنوین، ترجمه محمد تقی فرامرزی، انتشارات زرین.

گاردنر، هلن، هنر در گذر زمان، ترجمه محمد تقی فرامرزی، انتشارات نگاه 1370.

مزینی، منوچهر، از زمان معماری، مرکز مطالعات و تحقیقات شهرسازی و معماری ایران، چاپ اول 1376.

چینگ، فرانسیس، دی. کی،  معماری فرم، فضا، نظم، زهره قراگزلو.

راگر، رودلف، هندسه نسبت و بعد چهارم. ترجمه یوسف ارجمند، انتشارات انجمن فیزیک ایران.

هاوکینگ، استفن ویلیام، تاریخچه زمان.

استیونس راف و دبری.ژ.ر، هنرسینما، ترجمه پرویز دوایی، انتشارات امیر کبیر.

نوروزی، داریوش، پایداری، سید احمد، فیلم کوتاه، سینمای مستقل(مجموعه مقالات) انتشارات بنیاد سینمایی فارابی، چاپ اول، فروردین 1377.

فصلنامه معماری و فرهنگ ، شماره پنجم، تابستان 1379.

 

واژه‌ها:

مطالب نه چندان بی‌ربط